شيخ ذبيح الله محلاتى

78

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

حضرت زينب با برادر گفت اى برادر عجب حالى مشاهده مىكنم و از اين باديه هولى عظيم بدل من مىرسد . حضرت حسين خواهر را تسلى داد و بروايت ( مهيج ) ( و مخزن البكاء ) عليا مخدره فرمود اى برادر اين چه باديهء هولناكى است كه از آن خوف عظيم در دل من جا كرده حضرت فرمود اى خواهر بدانكه من در وقت عزيمت بجانب صفين با پدرم امير المؤمنين وارد اين زمين شدم پدرم فرود آمده سر در كنار برادرم نهاد ساعتى بخواب رفته و من بر بالين او نشسته بودم ناگاه پدرم مشوش از خواب بيدار شد و زارزار مىگريست برادرم سبب آن را پرسيد فرمود در خواب ديدم كه اين صحرا دريائى بود پر از خون و حسين من در ميان آن دريا افتاده دست و پا مىزد و كسى بفرياد او نمىرسيد پس رو به من كرده فرمود يا ابا عبد اللّه كيف تكون اذا وقعت هاهنا الواقعة گفتم صبر مىكنم و بجز از صبر چاره ندارم زينب ( ع ) از اين سخنان سيلاب اشكش روان گرديد بىهوش شدن زينب از كلمات حسين ( ع ) چون خيمه‌ها را حضرت حسين عليه السّلام بر سرپا نمود يك خيمه از براى خود بزد و بروايت سيد بن طاوس در لهوف فجلس يصلح سيفه نشست آن حضرت و مشغول شد شمشير خود را تيز مىكرد و اين اشعار قرائت مىكرد . يا دهر اف لك من خليل * كم لك بالاشراق و الاصيل من طالب بحقه قتيل * و الدهر لا يقنع بالبديل و كل حى سالك سبيل * ما اقرب الوعد من الرحيل و انّما الامر الى الجليل * سبحان ربّى ما له مثيل امام زين العابدين مىفرمايد پدرم اين اشعار را بكرات انشاد فرمود كه من از بر كردم و گريه در گلوگاه من گره شد و بر آن صبر نمودم و اظهار جزع نفرمودم لكن عمه‌ام زينب چون اين كلمات بشنيد خويشتن‌دارى نتوانست چون از شان زنان